تبليغاتX
نسیم عشق
((فریب))

عطسه ای بلند می کنم

و صبر کن

دمی؟

نه!

عمری...

بسیار مانده به رخ دادن عطسه ی دوم

 

قهقهه ای زیر دندانهایم می زنم!

و با خود می گویم

هیچ وقت قصد رفتن نکن

که من همیشه فرد فرد عطسه می کنم.

 

پ.ن:این شعر ور دیروز گفتم! فکر می کردم دیگه نمی تونم شعر بگم اما...

نظر یادتون نره!!!

آدرس وبلاگ خودم:http://sokoot-tanhaye.persainblog.ir

+ ????? ??? ???? لیلا ?? 24 Oct 2009 |

لینک زیر در مورد من هستش، متاسفانه وقت ندارم مطلب در وبلاگ قرار بدم و در مورد وقایع اخیر ایران و البته تهران توضیح بدم امیدوارم وقت با ما یار شود و من در این مسائل مفصل بحث کنم.

در مورد نویسنده

این شعر هم تقدیم به عزیزان

همه عمر برندارم، سر ازاين خمار مستی كه هنوز من نبودم، كه تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی، كه حضور و غيبت افتد دگران روند و آيند و تو هم‌چنان كه هستی
چه حكايت از فراقت، كه نداشتم؟ وليكن تو چو روی باز كردی، در ماجرا ببستی
دل دردمند ما را، که اسیر تست یارا به وصال مرهمی ده، چو به انتظار خستی
گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست مهدی، کم خویش‌گیر و رستی

--

در نهایت از   لیلا خانم تشکر و قدردانی می کنم امیدوارم در تمام مراحل زندگیشون موفق و شادکام باشند.

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 12 Jul 2009 |

ما صد وهشتاد ماه و یازده روز از خدا عمر گرفتیم. در این روزها درنیافتیم که به چیز علاقه داریم و در چه چیزی توانایی. صد وهشتاد ماه و دوازده روز خوردیم و خفتیم و هیچ به فکر آینده خویش نبودیم و امروز دریافتیم که اگر اینگونه روزهای دیگر عمر خود را سپری کنیم نگون بخت می شویم و آینده ای سیاه  در پیش رو داریم. البته این نتایجی را هم که اعلام می نماییم خود بهشان نرسیده ایم بلکه اشیره ی مکرمه فاطمه خاتون به اینها رسیده اند و حیف است نام مبارک ایشان را ذکر ننماییم. البته ایشان بسیار کوشیدند که علاقه ای در ما پیدا کنند و امیدی به ما دهند اما این بزرگوار هم در خلق هدف و علاقه در وجود ما عاجز مانند. کار ما از اطباء روان هم گذشته و مرض بی هدفی ما علاجی ندارد.

پدر ما که امروز فهمیدند ما بی هدف و در کار زندگیماان عاجزیم. سه فازشان پرید و دو چشمشان بسیار گرد شد و مانده بودند که این شیاطین روزگار چه به ما خورانیده اند که ما اینگونه بی خیال و بی خاصیت شده ایم و زحمت کشیدند 1:30 ساعت بالای منبر رفتند و حالا ما را بدتر کردند چون از خدوان هم متنفر شدیم و دریافتیم مشکل از ماست نه کسی دیگر.

و هراسی جان ما را فرگرفت که نکند آخر سیکله بمانیم و شغل شریفمان وبلاگ نویسی شود و خرج آنرا هم باید پاپای عزیزمان از جیب خود بپردازد. ولی امیدی در انتهای جان ما درخشید و خدارا شکر کردیم که پسر نیستیم چون اگر در این صورت سایت هم داشتیم به ما دختر نمی دادند.

کمی با خود اندیشیدیم که چه خوب می شد اگر رمان می انگاشتیم . رمان های زرد-ایرانی که ملت بس عاشق اینگونه کتاب هایند و ما از لطف سرشار مردم چه بسیار ثروتمند می شدیم اما به این نتیجه رسیدیم که ما آنقدر در زندگی خود بیکار بوده ایم که تجربه ی یک عشق زرد را هم نداریم که آنرا به رشته ی تحریر درآوریم و به حال دوستان شیدای خود حسرت خوردیم که آنها حداقل اگر هیچ ندارند تجربه ای دارند که رمانش کنند و به چاپ های متعدد برسانند و ثروتمند شوند و درآخرهم به این نتیجه رسیدیم که ما بیکارترین، بیکار روی زمینیم که هیچ کاری ندارد.
+ ????? ??? ???? لیلا ?? 4 Jul 2009 |

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی؛

*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران؛

*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی؛

*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز).

2-شهر تبریز شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق؛

*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف؛

*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران؛

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های هم جوار.

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك؛

*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی؛

*داشتن مزرعه خشخاش؛

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی؛

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!

*دست و دلباز بودن؛

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت؛

*نداشتن سیبیل؛

*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری؛

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید؛

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی،رامبو،جكی چان،بروسلی و بیل كلینتون؛

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل برج پیزا،مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(زیاد لاف نیاد؟؟!).

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش؛

*آشنایی با اشیائی چون چمن،سبزه،قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا؛

*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی؛

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید.

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر؛

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره،تلكه،تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی!!!!!

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 4 Jul 2009 |

Coming Soon!

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 21 Apr 2009 |

Nasime eshg

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 10 Mar 2009 |

این وبلاگ یکی از دوستان هست یک سایت واقعا زیبا 

sokoot-tanhaye.persianblog.ir

 

نسیم عشق

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 22 Feb 2009 |

 

.نسیم عشق

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 19 Feb 2009 |

نسیم عشق

 

 

تفاوت خرید رفتن زن و شوهر برای زیر شلواری

مدت زمان حساب شده برای خرید هر دو این مدت زمان اعتبار بین الملی داره البته این آمار توی ایران هم به وقوع می پیونده

برای مرده مدت  6 دقیقه ثبت شده با هزینه خرید شش دلار

برای زنه مدت 3 ساعت و 26 دقیقه ثبت شده با هزینه خرید 876 دلار ......!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نتیجه گیری زن ها برای خرید زیر شلواری بیش از یک ساعت وقت میزارن و حقوق یک ماهه شوهرشونو برای یک زیر شلواری مصرف میکنن البته اسمش خرید رفتن برای شوهره ولی در اصل خریدشون برای خودشونه

بقیه نتیجه گیری پای خودتون

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 17 Aug 2008 |

 

 

سياست آمريكايي


يکي به پسرش مي گه مي خواهم برايت زن بگيرم. پسر مي گه نه حالا باشه …
ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواهي ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه!
بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه !
ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه :باشه !
بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه !
ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه …..

سوال از بوش
جورج بوش در بازديد از يک مدرسه ابتدايي، وارد يک کلاس مي شود و به بچه ها مي گويد که مي توانند هر سووالي دارند از او بپرسند يک پسر بچه دستش را بلند مي کند.
جورج بوش مي پرسد: اسمت چيه، کوچولو ؟
اسمم بيلي است و سه تا سووال دارم
سووال هايت را بپرس عزيزم .
اول، چرا سلاح کشتار جمعي در عراق پيدا نشد؟
دوم، چرا با وجود اينکه راي ال گوربيشتر بود، شما رئيس جمهور شديد؟
سوم، چرا بن لادن پيدا نشد؟
همان لحظه زنگ تفريح مي خورد و جورج بوش مي گويد که بعد از زنگ تفريح به سووال و جواب ادامه مي دهد. بعد از زنگ تفريح يک پسر بچه ديگر دستش را بلند مي کند .
جورج بوش از او مي پرسد: اسمت چيه، کوچولو؟
اسمم جاني است و پنج تا سووال دارم .
اول، چرا سلاح کشتار جمعي در عراق پيدا نشد؟
دوم، چرا با وجود اينکه راي ال گوربيشتر بود، شما رئيس جمهور شديد؟
سوم، چرا بن لادن پيدا نشد؟
چهارم، چرا زنگ تفريح بيست دقيقه زودتر خورد؟
پنجم، بيلي کجاست؟

باهوش ترين رئيس جمهور دنيا


هواپيمايي درحال سقوط بود و يک چتر نجات کم بود، بنابر اين يک نفر بايد فداکاري مي کرد.
زين الدين زيدان يک چتر بر داشت و گفت : من بهترين فوتباليست جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم اين را گفت و پريد .
برد پيت هم يک چتر ديگر بر داشت و گفت: من محبوب ترين هنرپيشه جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد .
جورج بوش هم يک چتر بر داشت و گفت: من باهوش ترين رئيس جمهور دنيا هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد .
فقط دو نفر در هواپيما مانده بودند. يک پسر بچه نه ساله و پاپ ژان پل دوم…
پاپ گفت: فرزندم ! من عمر خودم را کرده ام و آينده پيش روي تو است. بيا اين چتر را بردار و خودت را نجات بده …
پسر بچه گفت: احتياجي نيست. اون آقاهه که مي گفت باهوش ترين رئيس جمهور دنياست، با کوله پشتي مدرسه من پريد بيرون …


جنگ جهاني سوم


شبي جورج بوش و توني بلر به بار رفته بودند و سرگرم گفتگو بودند. يک نفر کنارشان نشست و پرسيد که دارند راجع به چه موضوعي حرف مي زنند
جورج بوش گفت: ما داريم جنگ جهاني سوم را طراحي مي کنيم و قصد داريم پانزده ميليون مسلمان و يک دندانپزشک را بکشيم
مرد پرسيد: براي چي مي خواهيد يک دندانپزشک را بکشيد؟
جورج بوش روي شانه بلر زد و گفت: ديدي گفتم هيچکس راجع به کشتن پانزده ميليون مسلمان سووال نخواهد کرد .


ورود به بهشت


انيشتين، پيکاسو و جورج بوش با وجود چند دهه اختلاف در سالروز مرگ شان به دروازه بهشت رسيدند .
انيشتين زودتر از بقيه بالا رفت و به سن پير گفت:من انيشتين هستم . سن پير گفت: ثابت کن .
انيشتين هم از او خواست يک تخته سياه و يک قطعه گچ به او بدهد. گچ و تخته سياه فورا حاضر شد و انيشتين فرمول نسبيت را روي تخته سياه نوشت و سن پير گفت: آقاي انيشتين! به بهشت خوش آمديد .
بعد از انيشتين، پيکاسو بالا رفت و به سن پير گفت که کيست و سن پير از او خواست که ثابت کند پيکاسو است. پيکاسو هم نقاشي معروفش گوئرنيکا را روي تخته سياه کشيد و به بهشت رفت.
نوبت به جورج بوش رسيد. به سن پير گفت: من جورج بوش هستم.سن پير گفت: ثابت کن جرج بوش هستي، همانطور که انيشتين و پيکاسو همين کار را کردند
جورج بوش پرسيد: انيشتين و پيکاسو چه کساني هستند؟
سن پير در بهشت را باز کرد و گفت: به بهشت خوش آمدي، جورج !

روياي بوش

يک روز صدام به بوش زنگ مي زند و مي گويد: جورج ديشب يک روياي زيبا ديدم. خواب ديدم که برج هاي دوقلو دوباره ساخته شده و نيويورک از هميشه زيبا تر است و روي هر ساختمان بلند يک پرچم بود .
روي پرچم چي نوشته بود؟
نوشته بود: الله اکبر
اتفاقا من هم ديشب خواب بغداد را ديدم که تمام ساختمان ها دوباره ساخته شده بود و بغداد حتي از زمان قبل از جنگ هم زيباتر شده بود. و روي همه ساختمان ها يک پرچم بود .
روي پرچم ها چي نوشته شده بود؟
نمي دانم. آخه بلد نيستم عبري بخوانم …




گروگان گيري
يک شب پسري در بزرگراه هاي آمريکا مشغول رانندگي بود که با ترافيک شديدي متوقف شد.
همانطور که در ماشين نشسته بود، يکي به پنجره ماشين زد .
شيشه را پايين کشيد و پرسيد: چه خبر شده است؟
جورج بوش را گروگان گرفته اند و يک ميليون دلار براي آزادي اش خواسته اند و گفته اند که اگر پول را جمع نکنيم، او را آتش مي زنند .
چقدر جمع کرده ايد؟
حدودا بيست ليتر

 

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 11 Aug 2008 |

می دانید که :

v      آموزش مو سیقی ، حافظه را قوی می کند.

v      مقاوم ترین ماهیچه انسان ، زبان است.

v      فضانوردان در فضا نمی توانند گریه کنند زیرا نیروی جاذبه وجود ندارد و اشک سرازیر نمی شود.

v      بیشترین سرعت انسان ، km 40 در ثانیه است.

v      بزرگترین کلمه قرآن ، 11 حرف دارد.

v      انجیر اولین محصول زراعی بشر است.

v      بهترین خوردنی که در قرآن آمده است عسل است و هرگز فاسد نمی شود.

v      اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز .

v      دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .

 

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 30 Jul 2008 |

مصریان قدیم چرا مردگان را مومیایی می کردند :

مصریان به منظور آماده نمودن مردگان خود برای زندگی بعد از مرگ ، آنها را مومیایی می کردند.

آنها برای انجام این کار اعضای داخلی مردگان را در می آوردند و منافذ و جاهای خالی بدن را توسط شراب خرما و قیر پر می کردند ؛ بعد بدن را با نمک قلیایی می پوشاندند و آن را به مدت 70 روز به حال خود رها می کردند؛ بعد از این مرحله بدن را می شستند و آن را در نوارهای پارچه ای می پیچیدند.

 

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 30 Jul 2008 |

چگونه می توان سنّ ماهی را فهمید :

سه روش برای فهمیدن سن ماهی وجود دارد: روش اول نگاه کردن دقیق به پولک های ماهی است. حلقه های هم مرکزی که روی پولک ماهی وجود دارد نشان دهنده سن ماهی خواهد بود. وقتی فاصله دو حلقه بیشتر است ، تابستان را مشخص می کند. که رشد ماهی در این فاصله زیاد است. وبر عکس فاصله حلقه ها از یکدیگر در زمستان کمتر است بنابراین یک فاصله زیاد کنار یک فاصله کم نشان دهنده یک سال از زندگی ماهی است.

شما می توانید برای تخمین سن ماهی به استخوانهای روی آبشش های ماهی نگاه کنید. اگر یک قطعه از استخوانهای مزبور را زیر میکروسکوپ قرار دهید نوارهای روشن و تیره ای روی آن خواهید دید. یک نوار تیره و یک نوار روشن کنار هم نشان دهنده یک سال از زندگی ماهی خواهد بود.

استخوانهای باریک پشت مغز ماهی هم حلقه هایی دارد، که از روی آنها می توانید سن ماهی را متوجّه شوید.

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 30 Jul 2008 |

سیاست  (  politic)

 

سیاست چیست؟

 

    «سیاست» واژه ای عربی است که ریشه آن، «سَوَسَ» به معنای ریا ست است یا به معنای خُلق وخو می باشد. بنا بر تعریف اهل لغت، «سیاست، انجام دادن کاری بر طبق مصلحت ان است.» اگر به حاکم وزمامدار،«سیاستمدار» گفته می شود ، از آن رواست که در امور اجتماعی و عمومی توده مردم به مصلحت اندیشی ،تدبیر و اقدام می پردازد.عبارت «ساسة ُالعباد»نیز که در وصف امامان معصوم(ع)آمده است،این معنا را در بردارد که تامین مصالح و تدبیر امور اجتماعی جامعه بر عهده آنان است.

    واژۀ سیاست ،در اصطلاح علم سیاست،به معنای گوناگونی تعریف شده است.برخی از این تعاریف،عبارت است از:«فن کشورداری و کسب قدرت اجتماعی» ؛ «قدرت و فن کسب ،توزیع و حفظ آن»؛«علم حکومت بر کشورها» و«فن و عمل حکومت بر جوامع انسانی.»

مهم ترین وکلی ترین موضوعات علم سیاست،دولت،حکومت و قدرت است؛ ولی درباره تعریف و مفهوم علمی و دقیق سیاست،دیدگاه مشترکی وجود ندارد؛البته تلاش فیلسوفان از عصر افلاطون و ارسطو تا امرورز برای کشف و ارائه تعریفی دقیق از سیاست،استمرار داشته است.اختلاف نظر در تعریف دقیق سیاست از عوامل متعددی سرچشمه می گیرد که مهم تری آن،اختلاف در نوع نگرش فلاسفه و دانشمندان علم سیاست به مجموعه هستی است. نوع تلقی و بینش فیلسوف یا عالم سیاست به انسان و عالم و نگاه وی به مجموعه نظام هستی و مبدأ و غایت آن ،قطعا در نگرش وی به سیاست و تعریف آن، دخالت دارد.افزون براین ، تعریف سیاست را، گاه مبنای «آن گونه که هست» وگاه مبنای «آن گونه که باید باشد»،ارائه کرده اند و همین اختلاف در مبنا، منشا اختلاف در تعریف گشته است.

استاد محمد تقی جعفری ، با استنباط از مجموعه دیدگاهها و رهنمود های حضرت علی(ع) ونیز با توجه به سلوک سیاسی آن حضرت ، سیاست را چنین تعریف کرده است: « مدیریت و توجیه و تنظیم زندگی اجتماعی انسان ها در مسیر حیات معقول ». ایشان به درستی بر این نکته تأکید می کند که بر مبنای این تعریف ، سیاست یکی از واجب ترین عبادات و وظایف انسان های است  که شرایط آن را دارند.

در کلام امام علی (ع) سیاست مترادف با ولایت به کار رفته است و امامان معصوم،«ساسة ُ العباد » شمرده شده اند، می توان جنین استنباط کرد که سیاست ، مفهومی اعم از دولت ، حکومت و قدرت دارد؛ مفهومی که طبق آن،«ساسة العباد» بر امامان معصوم (ع) در هر حال و حتی در صورت انزوای از قدرت و حکومت صدق می کند.

در تعریف ذیل برای سیاست بالمعنی الاعم پذیرفتنی است:« سیاست ؛تجلی ولایت و رهبری خلق، برای حرکت یه سوی خالق ، و زمینه سازی برای تحقق هدف اعلای خلقت انسان ، در عرصه حیات اجتماعی است .» با توجه به این تعریف ،سیاست بالمعنی الاخص، که نزدیک به معنای مصطلح سیاست است، این گونه تعریف می شود:« تدبیر و اداره امور جامعه در مسیر تحقق ولایت الاهی.»

سیاست بالمعنی الاعم ، موضوع اصلی بحث است ؛ ولی اهمیت سیاست بالمعنی الاعم را نباید فراموش کرد ؛ زیرا رهبری و ولایت خلق در عرصه های تربیتی ، علمی ، اخلاقی ، فرهنگی ، و... برای دست یابی به هدف آرمانی خلقت انسان ،نقشی کم تر از عرصه سیاست ، به معنای قدرت و حکومت ندارد . خط مشی کلی رهبران حق بر همین اساس تعیین می شود ، تا جایی که در برهه های از زمان به اقتضای موقعیت های اجتماعی و تاریخی ، کناره گیری از عرصه قدرت سیاسی ، به سیاستی صحیح و نقش آفرین ، تبدیل می گردد.

اهمیت و جایگاه سیاست

نگاه امیرالمومنین به سیاست ، نگاهی توحیدی والا هی  است؛ نگاهی که با نگرش دنیا مدارانه و قدرت محورانه به سیاست ، تفاوت جوهری و ماهوی دارد. منشأ اختلاف در تعریف سیاست ، تفاوت جهان بینی ها و تلقی های متفاوت متفکران و فلاسفه سیاست است.

بین دو عرصه حکمت نظری و حکمت عملی، پیوند محکمی برقرار است. این حقیقت از چشم پایه گذاران حکمت و فلسفه  در تاریخ اندیشه بشری ، پنهان نمانده و تقسیم حکمت نظری و عملی ، در فلسفه یونان باستان ، و تلقی «سیاست مدُن » در جایگاه سومین بخش حکمت عملی ، نشان دهنده باوری عمیق به پیوند شاخه های گوناگون حکمت است. این امر نشان می دهد که حکیمان به نظام اندیشه ای و عملی واحد و به هم پیوسته ای معتقد بوده اند و رفتار فردی ، خانوادگی و جمعی انسان را جدای از اندیشه و بینش او درباره عالم و آدم نمی دانسته اند.

 

سیاست آن گونه که هست

واقعیت تلخی که درتاریخ جوامع بشری دیده می شود ، این است که نظام سیاسی حکومت ها ، به جز حکومت هایی معدود در مقاطعی محدود ، منطبق بر چارچوب های مطلوب نبوده است. این واقعیت تلخ ، بسیاری از متفکران و نخبگان بشری را در امکان استقرار سیاست مطلوب ، دچار تردید و یأس ساخته است ، تا جایی که عالمان و فیلسوفان  سیاست ، وظیفه اساسی خود را تلاش برای تنظیم و تحدید و روابط قدرت دانسته اند و از این که قلمرو عملی سیاست کاملا تابه علم سیاست گردد، اظهار ناامیدی می کنند. از همین رو برداشت های منفی از سیاست ، همچنان باور عمومی و غالب بوده و حتی پالایش صحنه های سیاست یکی از اهداف دین شمرده شده است! همه این نگرش ها، بر مبنای رویکرد به واقعیت عینی و غالب سیاست بوده است؛ رویکردی که بر تبیین عوامل حکومت ها و دولت ها نیز سایه افکنده است.

هنگامی که «پالایش صحنه های سیاسی » یکی از اهداف مهم دین تلقی شود، دیگر نمی توان به عینیت دیانت با سیاست – به همان معنا از سیاست – قائل شد. بنابراین ، مراد از سیاست در این جا ، همان سیاست نا مطلوب است که در عین حال در جوامع بشری همواره – به جز موارد معدود – جریان داشته است.

ابن خلدون در بررسی عوامل افول حکومت ها ،سه عامل خود بزرگ بینی ، رفاه طلبی و تنبلی را بر می شمارد. بدیهی است که این تحلیل ، ناظر است بر همان رویکرد «سیاست ، آن گونه که هست » ، و البته اگر حکومتی بر مبنای چارچوب مورد نظر و تأیید دین ، تأسیس شود ، تا هنگامی که در همان چارچوب قرار داشته باشد ، اساساً نمی تواند به چنین آفاتی دچار آید.

از معاویه نقل شده است که برای بیان قساوت و سخت دلی حاکمان و بی اعتنایی آنان به روابط عاطفی و خانوادگی گفت: «الملک عقیم ؛ حکومت نازا است.»

مبانی معنوی و اخلاقی سیاست

در عین حال همان گونه که پیش تر اشاره شد ، سیاست به معنای تلاش و تدبیر برای رشد و تعالی فرد و جامعه ، بخشی جدا ناشدنی از وظایف و تکالیف دینی هر مسلمان است و هرگز در حاشیه قرار نمی گیرد . در حقیقت ، آن چه امروز به نام سیاست شناخته می شود ، بخشی از معنای جامع و متعالی به سیاست علوی است که سمت گیری آن نیز بر آمده از نگاه آن حضرت (امیرالمومنین) به اساسی ترین مسائل و محورهای زندگی انسان است.

اولویت ها و چارچوب اساسی توجه یک انسان مسلمان در زندگی چیست که نگاه به قدرت و حکومت را تغییر می دهد و آن را در چارچوب سیاست علوی تفسیر می کند؟ قطعاً بدون پرداختن به این اولویت ها ، نمی توان مبنای نظری و حقیقی سیاست علوی را درک کرد. این اولویت ها، ماهیتی معنوی ، عرفانی و اخلاقی دارد ، و بر خلاف دیدگاه هایی که عرفان را متعارض با سیاست تلقی می کند، از نگاه امیرالمومنین همین ه مقوم سیاست هستند.

این باور که «اندیشه عرفانی یکی از موانع تفکر منطقی و عقلانی است و در نتیجه از مشکلات اندیشه سیاسی می باشد» جداً قابل نقد و تأمل است و مبتنی است بر برداشت نادرست از عرفان و سیاست ، به خصوص در اندیشه علوی ، سیاست و عرفان رابطه ای تنگا تنگ دارند و سیاست – به همان معنا که قبلاً اشاره شد – لازمه سفر چهارم عارف به شمار می آید.

( «مردم به هیچ چیزی مثل ولایت فراخوانده نشده اند» ، و «سیاست ما عین دیانت ما است و دیانت ما عین سیاست ما» و «سیاست ، عالی ترین دانش ها و والاترین هنرهای است که اگر به درستی در جامعه ای  هدایت نشود جامعه روی نیک بختی نخواهد دید.به نقل از افلاطون»

اهداف و غایت سیاست

تبیین اهداف سیا ست از مهم ترین مسائل اندیشه سیاسی است که از دیرباز مورد بحث و گفت وگو بوده است. اگر چه فلاسفه بزرگ دوران باستان ، وظیفه عمده دولت و نظام سیاسی را «تعلیم و تربیت» می دانسته اند، در قرون اولیه دوران جدید ، بیش ترین تأکید متفکران سیاسی غرب ، بر مقوله هایی چون آزادی ، امنیت ، تضمین مالکیت شخصی ، استقلال ، صلح و عدالت متمرکز بوده است. ایشان تمام این امور را از طریق قانون و دموکراسی قابل تحقق می دانسته اند. گرچه دردهه های اخیر توجه به امر آموزش و پرورش شهروندان در شمار یکی از وظایف دولت ها قرار گرفته است، ولی تأمین رفاه و امنیت ، دو هدف اساسی دولت ها است که بیش از هر امری دیگری توجه نظریه پردازان عرصه سیاست را به خود جلب کرده است.

ابن خلدون با توجه به گونه های مختلف حکومت(طبیعی ، عقلی و دینی)غایت هر گونه ای را متناسب با آن می داند. وی غایت حکومت طبیعی را تأمین اغراض و شهوات حاکمان ، غایت حکومت عقلی را تأمین مصالح دنیایی مردم ، و غایت حکومت دینی را حفظ دین و تأمین مصالح اخروی و دنیوی جامعه بر می شمارد. (بنابراین از دیدگاه ابن خلدون غایت هر حکومت وابسته به مبنای و اصول بینشی ارزش آن است.)

 

 

 

نوشته  مهدی جمشیدی

 

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 15 Jul 2008 |

دختر که رسید به بیست...

سن ازدواج دختران

 

سوالی که گاهی در زمان های دور ونزدیک به عناوین مختلف مطرح می شد واکنون نیز مورد توجه می باشد مسئله سن ازدواج است .ازدواج امری زیبا  ونیکو بوده ودر دین مبین اسلا م مورد توجه واهمیت واقع شده است

برای ایجاد یک عقد وعلقه صحیح وسالم باید طرفین از شرایط لازم برای این پیوند برخوردار باشند در غیر این صورت بنای ازدواج متزلزل خواهد شد .ازجمله  شرایط مهم دراین رابطه توجه به سن طرفین برای انعقاد عقد می باشد .

موضوع سن ازدواج مقوله ای نیست که تنها از لحاظ حقوقی مورد عنایت حقوقدانان وقانونگذار باشد بلکه ابعاد روانی ،اخلاقی واجتماعی را نیز با خود بدوش می کشد.

اهمیت این موضوع شاید به دوجهت مورد توجه است: اول، درست وصحیح بودن عقد نکاح .دوم، حمایت از دختران برای ازدواج در سنین پایین وجلوگیری از آسیبهای ناشی از این موضوع   تا آنجا که یکی از دغدغه ها ودشواری های اجتماعی  یک جامعه آن است که چگونه تمایلات جنسی زن ومرد را در نهادهای حقوقی واخلاق اداره کند. بدین معنا که تا چه حددر  

این باره دخالت کند واین موهبت الهی را در مسیری درست ودور از تشنج وجدایی با تدابیر قانونی واخلاقی سامان دهد .

 

از آنجایی که دختران وپسران پس از گذراندن سنین 6 تا 12 سال هویت جنسی خود را شناخته وتفاوت هاوکاستی های یکدیگر را در می یابندطبیعتا این موضوع آنان را به ایجاد یک پیوند ورابطه با جنس مخالف سوق می دهد اینجا آنچه مورد توجه  قانونگذار است ارتباط مشروع بدور از خطا ولغزش است تا به تبع آن ارتباط سالم جامعه نیز مصون وسلامت باشد .

موضوعی که باعث پیچیدگی این موضوع می شود آن است که گاه شرایط روانی وجنسی ازدواج برای دختر وپسر در سنین پایین مهیا است اما جامعه ویا حتی خانواده طرفین نمی توانند به این موضوع رضایت دهند ،واضح است که این مطلب گاه به شرایط یک جامعه از لحاظ  فرهنگ وآداب ورسوم وسنت های حاکم برآن وگاه به اوضاع و احوال شغلی واقتصادی برمی گردد .

 

به عنوان مثال در هر جامعه ای اگر پسر ویا دختری بخواهند ازدواج کنند باید حد متوسطی از تحصیل را داشته باشند ویا توانایی واجازه کار در آن جامه برایشان فراهم باشد  ویا اینکه بتوانند یک خانه  اجاره کنند  واز عهده ی هزینه های یک زندگی در حد متوسط برآیند در عین حال از رشد عقلی وکمی تجربه برای اداره یک زندگی معمولی برخوردار باشند .

 

 ازدواج تنها تامین کننده ابعاد جسمانی یک فرد نیست بلکه سازندگی روحی واخلاقی وپیشرفت های علمی شغلی ومعیشتی نیز به یک زندگی مستحکم وسالم وابسته است.

 

از این رو سیاست قانونگذاری باید به گونه ای باشد که اولا امکان زناشویی وازدواج زودتر جوانان فراهم آید ویا دست کم آن را ممنوع ومتوقف نسازد ودر این راستا سن ازدواج را بیهوده بالا نبرد واز سوی دیگر از آنجایی که هدف قانون وجامعه در امر ازدواج وتشکیل خانواده سلامت زوجین وفرزندان ناشی از این پیوند مقدس است لذا باید اراده وشعور سالم نیز مورد توجه  قرار گیرد که منظور همان رشد عقلی وروانی برای ازدواج است تا مسئولیت های ناشی از این ازدواج تمییز وروشن شود.

 

پی نوشت :

مستدرک الوسائل، ج 14، ص 154.

 

 


 

بلوغ ملاک سن ازدواج

 

مسلما زناشویی و ازدواج زودرس جوانان در صورتی که به سیاست های اجتماعی وفرهنگی یک کشور لطمه وارد سازد صحیح نبوده وخودسرمنشا بسیاری از مشکلات تربیتی و اخلاقی خواهد بود .

همانطور که قبلا هم گفته شد در هر جامعه حداقلی از تحصیل اجباری است وشش سال ابتدایی حداقل آن است .از جمله موانع اجرای زناشویی زودرس  از جانب دولت ها شاید نهادن بار خانواده است تا آنجا که مسائل خانوادگی و بچه داری امکان فراغت لازم برای تحصیل را از بین برده و یا آن را دشوار می سازد.

البته تحصیل تنها یکی از دلایل برای ازدواج خوب وسالم است وتوجه به عقل ورشدجسمی وروحی نیز ضروری است.

بنابراین خردمندان هر جامعه به تناسب نیاز ومصلحت ،همچنین سنت ها واخلاق آن جامعه بایستی سن ازدواج را معین کنند .

آنچه مسلم است آن است که سن نکاح در قانون مدنی کشور ما سن بلوغ می باشد،" توجه به سیر تاریخی سن بلوغ در قانونگذاری ما نشان می دهد که نویسندگان متن اصلی قانون کوشیده بودند تا مصالح گوناگون را با هم جمع کرده وبا آداب ورسوم همگام شوند."1

 

ماده 1041 قانون مدنی بیان میدارد : نکاح( ازدواج) قبل از بلوغ ممنوع است .

تبصره: عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی صحیح است بشرط رعایت مصلحت مولی علیه .(اصلاحی مورخ 61/10/8)

 

با توجه به ماده قانونی قانون مدنی سن ازدواج برای دختران وپسران سن بلوغ است وبر اساس تبصره این ماده قانونی ازدواج در قبل ازسن بلوغ با اجازه ولی امکان پذیر است ،ابهامی که در این ماده قانونی است مربوط به سن بلوغ است وسوال مهم آن است که سن قانونی برای ازدواج از نظر قانو نگذار برای دختر و پسر یکسان یا متفاوت است و این سن آیا همان بلوغ شرعی وتکلیفی است ؟

پاسخ به این موضوع نیاز به یک سیر تاریخی در این وادی دارد واین به خاطر آن است که سن بلوغ در نکاح تا کنون دستخوش تحولاتی قرار گرفته است . گر چه در این تحولات به هر حال سن قانونی برای ازدواج همان سن بلوغ بوده وشاید این موضوع به احترام نویسندگان قانون مدنی از عقاید مشهور در فقه برمی گردد.(ولذا سن بلوغ را قابلیت صحی برای ازدواج بیان کرده اند .)

 

ماده1041 قبل از اصلاح سال 61 مقرر کرده بود : نکاح اناث (دختران) قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام ونکاح ذکور (پسران)قبل ازرسیدن به سن 18 تمام ممنوع است.

معذالک در مواردی که مصالحی اقتضا کند ، با پیشنهاد مدعی العموم وتصویب محکمه ممکن معافیت از شرط سن اعطا شود ،ولی در هر حال این معافیت نمی تواند به اناثی داده شود که کمتر از 13 سال تمام و به ذکوری شامل گردد که کمتر15 سال تمام دارند .

 

نکته ای که در این ماده مورد توجه قانو نگذار بوده معافیت از شرط سن در مواردی که مصلحت اقتضا کند ،است "مصلحتی که قانون به آن اشاره می کرد اعم از مصلحت جسمی یا مالی ومعنوی بود ."

برای مثال اگر برای درمان بیماری یا رهایی از فساد اخلاقی یا محیط نامناسب خانوادگی یا فقر مالی ازدواج صغیر لازم بود دادستان شهرستان می توانست با کسب نظر پزشک قانونی این معافیت را از رییس دادگاه شهرستان تقاضا کند .ولی از آنجا که نکاح دختر کمتر از 15 سال در عادات ورسوم ومذهب ما مجازشناخته شده بود رویه قضایی براین منوال بود که هرگاه صغیر از نظر استعداد جسمی مانعی برای نکاح نداشت ،مقامات قانونی از معاف کردن او دریغ نمی کردند وبه مصالح دیگر توجه  نداشتند."2

بنابر این براساس قانون قبلی دراین مورد گرچه از کلام قانون سن 15 سال تمام برای ازدواج سن بلوغ بوده اما این موضوع نیز از نگاه قانون مخفی نمانده وگاه بنا به مصالحی که از جمله می تواند به آداب ورسوم وعرف در یک شهریا دیار مربوط باشد این سن از بلوغ قانونی کمتر باشد .

 متاسفانه دنبال کردن این روش در جامعه آن روز باعث شده بود تا ازدواج دختران وپسران نابالغ افزایش یابد وگاه علت طلاق وجدایی هاهمین موضوع یعنی نا بالغ بودن زوج و نداشتن تجربه کافی برای اداره زندگی در انتخاب همسر عنوان می شد.

ادامه دارد ...

 

پی نوشت :

1-دکتر ناصر کاتوزیان ،حقوق مدنی خانواده ،جلد اول ص73

2-همان ص67

 

نویسنده : ف - فردوسی

کارشناس حقوقی تبیان

نقل از تبیان

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 11 Jul 2008 |

خدا كيست ؟ چيست؟ كجاست ؟

 

در اين مقاله با يك نگاه اجمالي ، به بررسي سوالات كودكان يك ساله تا نوجوانان ، در رابطه با وجود و چگونگي خداوند مي پردازيم :

مشکل بسياري از کودکان اين است که والدينشان انرژي آنها را صرف همه چيز، از کلاس هاي هنري، ورزشي گرفته تا کامپيوتر مي کنند، اما از درس ايمان غافلند.

 آنها فراموش مي کنند که آنچه مي گويند و عمل مي کنند ، يا نمي گويند و عمل مي کنند، تأثيري ماندگار بر کودک مي گذارد . بهترين راه ارتقاء زندگي معنوي کودکان، راحت و آشکار حرف زدن از خداست. اصلي کلي که اکثر کارشناسان آن را تأييد مي کنند اين است که بگذاريد بچه ها گفتگو را هدايت کنند و بعد با سؤال کردن  شما، موضوع را پيگيري کنيد.

 

با رشد درک و برداشت کودک از خدا، اگر از پيش بدانيم در انتظار چه نوع سؤالاتي بايد باشيم ، با اطمينان بيشتري مي توانيم به آنها کمک کنيم. پس به شناخت مراحل رشد روحي کودک و چند راهنمايي که چگونه با آنها از خدا حرف بزنيم نياز داريم:

يک تا سه سالگي

گرچه کودکان نوپا بچه تر از آن هستند که مفاهيم مبهم معنوي را درک کنند ، اما آن قدر بچه نيستند که نتوانند کلماتي درباره ي خدا را ياد بگيرند.

 

 در شروع مهم آموزش کلماتي مانند خدا، کتاب قرآن و پيامبر است. اگر بچه ها به سادگي با اين کلمات مأنوس شوند، بعدها پايه اي براي گسترش مفاهيم بزرگ تر خواهيد داشت.

بايد پايه اي براي عشق و توجه به خدا بسازيد که طبق گفته ي روان شناسان ، مهم ترين چيزي است که به کودکان خردسال، خدا را مي فهماند.

سه تا پنج سالگي(شروع از مهد کودک و ادامه تا بزرگسالي)

 اين سؤال غلط است که: «چه طور کودکم را وادر کنم به خدا اعتقاد پيدا کند؟» پرسش صحيح اين است که: «چه طور به او نشان دهم که خدا در زندگي اش حضور دارد؟»

زماني که بچه ها يک شادي ناگهاني را تجربه مي کنند، يا در برابر شگفتي هاي اطرافشان حيرت زده مي شوند يا از چيزي ناراحتند، زمينه ي فکري شان به روي اين فکر باز است و شما مي توانيد حضور خدا را با حرف زدن از او به آنها نشان دهيد.

يک دختر 5 ساله بلافاصله پس از مرگ پدربزرگش از شما مي پرسد: «آيا او در بهشت رانندگي هم مي کند؟ آيا از مادربزرگ (که يکسال قبل مرده است) نگهداري مي کند؟».

 او در اصل به اطمينان خاطر نياز دارد. به او بگوييد: «خودت چه فکر مي کني؟». کودک فکر کرده بود که خداوند آن قدر مهربان است که به پدربزرگش اتومبيلي براي رانندگي داده است و مادربزرگ را که از رفتنش دلگير بود در کنارش قرار داده. پس لازم است که حرف او را تأييد کنيد.

در فاصله ي سني 3 تا 5 سالگي، کودکان خدا را شبيه انساني مي دانند که به آنها اتومبيل مي دهد، اسباب بازي مي دهد، و مراقب همه چيز است : موجودي دوست داشتني.

چنين برداشتي به چنين پرسشي مي انجامد: «آيا خدا مي خوابد؟ خدا براي تعطيلات کجا مي رود؟ خدا کجا زندگي مي کند؟» براي پايان دادن به اين شرايط و براي تشويق حس کنجکاوي و تخيل کودک پيش دبستاني ، جوابي صادقانه بدهيد بعد شما از او سؤالاتي بکنيد که نسبت به گفتگو دل گرم شود.

کودک پيش دبستاني، هم چنان که خدا را تصور مي کند آنچه را هم که شما درباره ي خدا بگوييد واقع مي پندارد.

 آيه الکرسي را بخوانيد و در حد خودش معني کنيد.

اگر به او بگوييد: «اگر بد رفتاري کني، خدا عصباني مي شود» او پدري عصباني را مجسم مي کند که آماده است براي جزئي ترين تخطي او را تنبيه کند.

بچه ها نمي توانند منتقدانه فکر کنند و صحبت هاي شما را ارزيابي کنند. وقتي با کودک پيش دبستاني درباره ي خدا حرف مي زنيد، کارشناس، شما هستيد، بنابراين دقت کنيد حرفي نزنيد که بعدها پيشيمان شويد.

شش تا ده سالگي

کودکاني که تازه به مدرسه مي روند، مي پرسند : «آيا خدا باعث مرگ مي شود؟ آيا هر کاري من انجام بدهم خدا مي فهمد؟مهم اين است که والدين ضمن پاسخ دادن به اين سوالات به کودک کمک کنند به خدا اعتماد کند و به سويش برود.

راه ديگر براي برقراري ارتباط شخصي بين بچه هاي دبستاني و خدا، خواندن داستان هاي ديني براي آنهاست.

آنها مي توانند اساس اين داستانها را در زندگي روزمره ي خودشان به کار گيرند . خصوصاً اگر آنها را به گفتگو و طرح سؤال ترغيب کنيد. داستان هاي کتاب آسماني را طوري انتخاب کنيد که نشان دهد خدا در تمام طول زندگي با ماست.

شما مي توانيد با کودکان شش تا ده ساله درباره ي ارتباطشان با خدا حرف بزنيد. به اين ترتيب که وقتي هيچ کس نيست، آنها را به مکان هاي مقدس ببريد. پنجره ها، منبر يا محراب در سکوت احساس حيرت و قداست ايجاد مي کند.

دوران پيش از نوجواني / نوجوانان

کودکان هنگام گذشتن از دوران کودکي دچارتغييرات شگرفت جسمي و رواني مي شوند و به سمت آزادي بيشتر حرکت مي کنند. بنابراين، در اين دوران حرف هاي شما بايد به منظور کمک و ايجاد استنباطي شخصي از خدا باشد. چون آنها در اين سنين ياد مي گيرند افکار خاص خودشان را داشته باشند.

 

به محض اين که شروع به درک نمادهاي ديني مثل کتاب و قرآن و خطوط قرآني کنند، مي خواهند درباره ي معني واقعي و عميق اين نمادها صحبت کنند. اگر فرزند نوجوانتان در حال آماده شدن براي پذيرش يک مراسم مذهبي است ، با اصطلاحات اعتقادي آن جماعتي با او حرف بزنيد، که نوجوان مي خواهد به آنها بپيوندد.

 

وقتي با نوجوانان راجع به خدا بحث مي کنيد، بايد به آنها بگوييد که: «خداوند براي ما مصيبت نمي فرستد بلکه به ما قدرت مي دهد بر آن غلبه کنيم. خدا به ديگران هم ميل کمک کردن به ما را مي دهد.» توضيحات شما هر چه که باشد، کودک منتظر است ببيند آيا خودتان واقعاً به آنچه که مي گوئيد معتقديد يا نه. پس حتماً درباره ي خودتان و تلاش شخصي تان براي دستيابي به ايمان محکم، با آنها حرف بزنيد.

 

بي هيچ رياکاري بگذاريد بچه ها شاهد احساس واقعي شما نسبت به خدا باشند. در اين سالها نوجوانان به آنچه اطرافيانشان در طول زندگي درباره ي خدا گفته اند فکر مي کنند. هر از گاهي نسبت به تعاليم مذهبي اي که به آنها آموخته شده اعتراض مي کنند. در چنين حالتي والدين بايد از سخنراني اجتناب کنند و يادشان باشد که: پرسيدن و اعتراض کردن همواره بجا و مفيد است.

روي اعتقادات خودتان تأکيد کنيد. برايش مثال بياوريد و ايمانتان را در اختيار نياز کودک به شناخت و درک خدا قرار دهيد. سرانجام نيرويي اخلاقي و معنوي به آنها مي دهيد که يک عمر دوام خواهد آورد.

 

منبع : برگرفته و جمع آوري شده از كتاب " مادر اگر اينگونه مي بود ..."

 

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 11 Jul 2008 |

 همسران از منظر قرآن

«هنّ لباس لكم و أنتم لباس لهنّ» (1)

این آیه‏ى شریفه زن و شوهر را به منزله‏ى لباس براى یكدیگر دانسته است و روشن است كه لباس داراى ویژگى‏هایى است كه باید در زندگى و رابطه‏ى زن و شوهر متبلور باشد كه به قسمتى از آن اشاره مى‏شود:

الف - همان طورى كه لباس آبروى انسان را حفظ مى‏كند، زن و شوهر كه به منزله‏ى لباس هستند باید آبروى یكدیگر را حفظ كنند.

ب - همان طورى كه رابطه‏ى انسان با لباس تنگاتنگ است و بیگانه به آن راه ندارد، رابطه‏ى زن و شوهر باید به نحوى باشد كه بیگانه بر آن‏ها اطلاع پیدا نكند.

ج - لباس مناسب با فصل و زمان تغییر پیدا مى‏كند. در هواى سرد لباس ضخیم و در هواى گرم از لباس نازك استفاده مى‏شود. هر یك از دو همسر باید اخلاق و رفتار خود را نسبت به نیاز روحى یكدیگر تنظیم كنند. اگر مرد عصبانى بود، زن با ملاطفت برخورد كند و اگر زن خسته بود، مرد با او مدارا كند.

همان گونه كه لباس براى انسان زینت محسوب مى‏شود، زن و شوهر باید زینت یكدیگر باشند.

د - لباس انسان را از گرما و سرما حفظ مى‏كند. در مقابل، انسان نیز باید لباس خود را از آلودگى، پارگى و ... نگهدارى كند. زن و شوهر نیز باید یكدیگر را حفظ كنند.

ه - چنان كه لباس تن آدمى را گرم مى‏كند، وجود همسر نیز كانون خانواده را گرم و زندگى را از سردى مى‏رهاند.

و - همان گونه كه لباس براى انسان زینت محسوب مى‏شود، زن و شوهر باید زینت یكدیگر باشند.

ز - لباس بودن دو طرفه است؛ «هنّ لباس لكم و أنتم لباس لهنّ». (2) بنا بر این، تساوى زن و مرد از این تشبیه، حداقل در بعضى از امور، استفاده مى‏شود.

ح - همان طورى كه انسان لباس را انتخاب مى‏كند، در ازدواج نیز باید زن و شوهر خودشان یكدیگر را انتخاب كنند و تحمیلى نباشد.

ط - انسان در انتخاب لباس سعى مى‏كند لباسى را كه اندازه و مناسب با خود اوست، انتخاب كند، زن و شوهر نیز باید متناسب و اندازه‏ى یكدیگر باشند.


پی نوشت ها:

1- بقره/187.

2- همان.

منبع:

 قرائتی، محسن، هزار و یک نکته از قرآن

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 9 Jul 2008 |

تقسیمات واجب

تقسیمات حرام

 


????? ????
+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 9 Jul 2008 |

اسامی 26 بازی رایانه‌ای نامناسب

بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای فهرست بازی‌هایی كه برای كاربران از نظر محتوایی نامناسب تشخیص داده شده است را اعلام كرد.

در نمابر ارسالی این بنیاد آمده است: «با كارشناسی صورت‌گرفته توسط بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای و بنابر اعلام رسمی اداره كل همكاری‌های سمعی و بصری و نمایش خانگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فهرست بازی‌هایی كه ازنظر محتوایی برای كاربران نامناسب تشخیص داده شده است، اعلام شد. »

به گزارش مدیریت اطلاع‌رسانی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛« دراین بازی‌ها خشونت بسیار شدید، نمایش خونریزی شدید و بدن مثله‌شده، برهنگی، نمایش روابط جنسی، نمایش مصرف الكل و موادمخدر، فحاشی، ترویج بی‌بند و باری و حذف خدا از زندگی، اهانت به كشورهای اسلامی و مسلمانان و... به نمایش در می‌آید كه با كارشناسی صورت‌گرفته این بنیاد برای استفاده كاربران نامناسب اعلام شد.»

براساس این خبر درحالی كه بازی‌های اعلام شده در اروپا و آمریكا برای كاربران كمتر از 18 سال ممنوع اعلام شده اما متاسفانه دركشور ما كاربران كودك نیز از این بازی‌ها استفاده می‌كنند.

بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای همزمان با آغاز فصل تعطیلات تابستانی با صدور اطلاعیه‌ای درمورد استفاده‌ی كاربران از این بازی‌ها به خانواده‌ها هشدار داد.

‌1.Fahrenheit: Indigo Prophecy Director s CUT : PC CD ROM

2. Grand Theft AUTO : San Andreas

3. Lula 3D

4. Playboy The Mansion : Private party

5. Singles

6. The Witcher

7. Culpa Innata

8. Call Of Duty 4:Modern Warfare

9. The Sims

10. The Punisher

11. Time Shift

12. Unreal Tournament 3

13. Unreal Tournament 2004

14. Painkiller: Overdose

15. Manhunt

16. Land Of The Dead: Road To Fiddlers Green

17. Half-Life 2:Episode Two

18. F.E.A.R: Perseus Mandate

19. Resistance: Fall Of Man

20. Resident Evil Outbreak File 2

21. Mortal Kombat: Shaolin Monks

22. Mortal Kombat: Armageddon

23. God of War

24. Xman

25. Driver: Parallel Lines

26. Duke Nuken

 

منبع: ایسنا

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 27 Jun 2008 |

ماشا، مانكنی كه مسلمان شد

«ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.

به گزارش ابنا، ماشا الیلیكینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینك حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می‌گوید از جلوه‌های كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختی می‌كند.

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

ماشا، مانكنی

 برای خواندن مصاحبه به ادامه مطلب مراجعه کنید


????? ????
+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 24 Jun 2008 |

يك روز پسر بچه اي به آشپزخانه رفت و هنگامي كه مادرش مشغول آماده كردن شام بود ، ورقي به دست او داد. مادر دستهايش را با پيش بند خشك كرد و شروع به خواندن نوشته كرد:

" زدن چمنها : ۵ دلار ، تميز كردن اتاقم : ۱ دلار ، خريد كردن : ۵۰ سنت ، گرفتن نمره هاي بالا ، ۵ دلار ، نگهداري از برادر كوچكم : ۲۵ سنت ، بيرون بردن زباله ها: ۱ دلار ، تميز كردن حياط و جمع كردن برگها : ۲ دلار ، جمع كل : ۱۴ دلار و ۷۵ سنت."

مادر به پسرش نگاه كرد و قلمي برداشت و پشت آن كاغذ نوشت :

" ۹ ماه بارداري : مجاني ، تمام شب بيداريها و پرستاري از تو و خواندن دعا براي سلامتيت : مجاني ، سختيهايي كه در اين سالها به من دادي و اشكهايي كه برايت ريختم : مجاني ، غذا ، لباس ، اسباب بازيها و حتي پاك كردن دماغت : مجاني. پسرم ! وقتي جمع كل را حساب كني ، قيمت عشق من به دست مي آيد : مجاني."

برگرفته ازوبلاگ :

http://halehnoor.blogfa.com/

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 22 Jun 2008 |

تاریخچه تومان :

از جمله کلماتی که دائماً با آن سروکار داشته ایم و آن را روزانه به کار می بریم ریال و تومان است همه می دانیم به ده ریال ، یک تومان هم می گوییم. تومان یک کلمه مغولی است ، به معنی ده هزار در تقسیمات لشگری به ده هزار سرباز ، تومان گفته و فرمانده آن را امیر تومان می نامیدند. این کلمه پس از تسلط مغول بر ایران در این سرزمین متداول گردید.

واحد پول ایران در دوره قاجاریه ، تومان بود یک تومان معادل ده قران و برابر ده هزار دینار بود در سال 1308 شمسی به موجب قانون احاد ، پول ایران تغییر یافت و واحد پول به ریال تبدیل گردید ولی هنوز کلمه تومان قوت خود باقیست و بمعنی ده ریال به کار برده می شود.

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 13 Jun 2008 |

داستانی جالب و خواندنی از  هشت سال دفاع مقدس

 

«موشک جواب موشک»

 

 

«مثل اين که اولين بارش بود پا به منطقه عملياتي مي گذاشت. از آن آدم هايي بود که فکر مي کرد مأمور شده است که انسانهاي گناهکار، به خصوص عراقي هاي فريب خورده را به راه راست هدايت کرده، کليد بهشت را دستشان بدهد. شده بود مسؤول تبليغات گردان. ديگر از دستش ذله شده بوديم. وقت و بي وقت بلندگوهاي خط اول را به کار مي انداخت و صداي نوحه و مارش عمليات تو آسمان پخش مي شد و عراقي ها مگسي مي شدند و هر چي مهمات داشتند سر ماي بدبخت خالي مي کردند. از رو هم نمي رفت. تا اين که انگار طرف مقابل، يعني عراقي ها هم دست به مقابله به مثل زدند و آن ها هم بلندگو آوردند و نمايش تکميل شد. مسؤول تبليغات براي اين که روي آنها را کم کند، نوار «کربلا، کربلا، ما داريم مي آييم» را گذاشت. لحظه اي بعد صداي نعره خري از بلندگوي عراقي ها پخش شد که: «آمدي، آمدي، خوش آمدي جانم به قربان شما. قدمت روي چشام. صفا آوردي تو برام!» تمام بچه ها از خنده ريسه رفتند و مسؤول تبليغات رويش را کم کرد و کاسه کوزه اش را جمع کرد و رفت.»

 

+ ????? ??? ???? <:: Mahdi Jamshidi ::> ?? 12 Jun 2008 |

| TOP |
 

?????? ??? ?????? ?? ????? ??? ???? ???? ??? ???? ???? ??? ????

© 2007. 2009 lyamj.blogfa.com